عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

298

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

داشتن از انسان را كارى محال مىداند و مىگويد : اگر در آدمى صد هنر همراه يك عيب باشد ، آن عيب به مثابهء چوب در نبات است . در ترازو هر دو را يكسان مىسنجند ، چرا كه آن دو چون جسم و جان باهم خوشند « 1 » . " نقصها آيينهء وصف كمال * و آن حقارت آينهء عزّ و جلال " « 2 » در كار دنيا بردبارى را برتر و ممتازتر مىداند : شمشير حلم نه تنها برّاتر از تيغ آهنين است ، بلكه از صد لشكر پرتوان نيز ظفرانگيزتر است « 3 » اما در كارهاى اجتماعى از مسئوليّت فرد ، سخن به ميان مىآورد و مىگويد : به دزدان و منحوس دستان رحم كردن ، ستم كردن بر ناتوان است : " هين ز رنج خاص مسكل ز انتقام * رنج او كم بين ، ببين تو رنج عام اصبع ملدوغ بر در دفع شر * در تعدى و هلاك تن نگر " « 4 » اين عقيده ، سخنان زير انجيل متى را به ياد مىآورد : پس اگر چشم راستت ترا بلغزاند قلعش كن و از خود دور انداز ، زيرا ترا بهتر آنست كه عضوى از اعضاى ترا تباه شود ، از آنكه تمام بدنت در جهنم افكنده شود " « 5 » و از نظر تامين اجتماعى مفهومى شديدتر از آيهء قرآن دارد كه مىفرمايد : " وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ " « 6 » او كسانى را كه پيش از اصلاح خود ، به عيب‌جويى از ديگران مىپردازند ، نمىپسندد :

--> ( 1 ) مثنوى ، اول ، ص 121 ، ب 99 - 1998 . ( 2 ) همان ، ص 198 ، ب 3210 . ( 3 ) همان ، ص 245 ، ب 3989 . ( 4 ) همان ، ششم ، ص 519 ، ب 64 - 4262 . ( 5 ) انجيل متى ، باب پنجم ، 30 - 29 . ( 6 ) قرآن كريم ، بقره ( 2 ) ، آيهء 179 : و قصاص براى حفظ حيات شماست اى خردمندان ، كه شايد از كشتن يكديگر پرهيز كنيد .